برچسب:
نویسنده: باربد هاشمی
امروز اولین روز از سال جدید ۹۹
والا بخدا حس خاصی نداشت مثل روزای کسل کننده ای بود که دوس داشتی همش رو خواب باشی
ولی بیرون بودیم
خوش نگذشت
و الکی گفتم عزیزم خیلی خوش گذشت
معمولا این دروغام واسه اینه که بعدا که من گلایه کردم اونم گلایه نکنه بگه توقدرمو نمیدونی
برچسب:
نویسنده: باربد هاشمی
دلم تنگ شده
برای تو
ساراجانم
باتوخداحافظی کرده بودم
اما
نمیدانستم
روحم را نیز گم خواهم کرد
میشود دوباره برگردی به تن و جانم؟؟؟؟؟
ازوقتی که رهایت کردم خوشحال بودن را فراموش کرده ام
آن سرپر شروشور را ندارم
آن دل نازک راندارم
چشمهایم را بگو اشکی ندارند
ساراجانم
دخترک مهربان آرام ظریف و بااحساسم
زخم خوردی
من هم تورا رها کردم
عزیزم
برچسب:
نویسنده: باربد هاشمی
سلااااآام وبلاگ نازنینم بسی خرسند شدم ازاینکه هنوز هستی و چقدر لذت بردم نوشته هامو خوندم
حالا من یه مادرم
برچسب:
نویسنده: باربد هاشمی
برچسب:
نویسنده: باربد هاشمی
من مدام میگفتم اه کی این زمستون تموم میشه
اه بدم میاد از سرما
اه زمستون لعنتی
اه منو خونه نشین کرده این سردی هوا
و تند تند دلم میخاس بیرون برم و بگردم
اما نمیتونستم دخترکمو توی این هوا بیرون ببرم
و کلی به زمستون غر زدم
باید ازش حلالیت بطلبم...حس میکنم ناراحته از من
برچسب:
نویسنده: باربد هاشمی
من اسفندو هیچوقت دوس نداشتم
ولی عاشق بوی عیدم
شور و حالش
روز تحویل سال
هوای دلچسبش
طبیعتش
دورهمیمون
اسفندو دوس نداشتم چون همیشه تند وتند باید خونه تکونی نصفه ونیمه ای میکردم
اما الان پشیمونم که لذت نبردم
من کلا آدم غرغرویی هستم
خیلی از روزای قشنگو با غر غرهام خراب کردم
برچسب:
نویسنده: باربد هاشمی
برچسب:
نویسنده: باربد هاشمی
برچسب:
نویسنده: باربد هاشمی
برچسب:
نویسنده: باربد هاشمی
برچسب:
نویسنده: باربد هاشمی
برچسب:
نویسنده: باربد هاشمی
چرا فقط وقتایی که حالم بده میام اینجاااا ...
امشب حالم خییییلی خوبه چون خدای مهربون خییییلی دوسم داره .خونمون اوکی شده ده میلیون کم داشتیم که اونم یکی از همکارای همسرم لطف کرده و برای یکماه قرض میده بعدش باکادوهای عروسیمون قرضو پس میدیم .امروز وقتی همسرم گفت پول جور شد ازخوشحالی گریم گرفت خیلی خوشحال شدم الهی اون آقاهه دست به خاک بزنه طلا بشه .البته به همسری گفتم فامیل روهم یه تستی بکنه خخخخ.آخه همسرم اگه داشته باشه به هرکی بخاد قرض میده.چندهفته ای دنبال خونه گشته بود منم از دور تو سایت دیوار میگشتم و خونه های خوبو براش پیدا میکردم دیگه وااااااقعا خسته شده بود.خدایا شکرت .حالا مونده استرس من بهی دلم میخاد بیام بنویسم و بگم خدایاشکرت هزار بار و هزاران بار .خداجونم خودت میدونی که چقدرررر دوست داررررررم.قربونت برم ستارالعیوبم که باهزاران بدیم هیچوقت بی جوابم نمیزاری.پروردگارم توروشکر میکنم صدهابار هزاران بار
همسرم دلتنگت شدم باز...دورم ازت دیگه دوریت داره برام سخت میشه....دلم تنگ شده برای بودنت برای دیدنت برای لمس کردت برای آغوشت برای بوسه هات ....مهربونترینم منتظرتم .میبوسمت عزیزترینم
برچسب:
نویسنده: باربد هاشمی