مامان امروز روز تولدم - تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 16:25
a dreamy girl مگر میشود زندگی مرابهم ریخته آفریده باشدخدای دانه های انار مامان امروز روز تولدم ..... مامان این اولین سالیه که روز تولدم به تو فکر میکنم به آخرین روزی که منو باردار بودی به روز زایمانت به دردی که برای بدنیا آوردنم کشیدی به لبخندی که وقتی به آعوشم کشیدی زدیبه امیدی که بهم بستی به دلی ک...
روز اول سال - تاریخ: 1401/4/9 ساعت: 13:13
امروز اولین روز از سال جدید ۹۹والا بخدا حس خاصی نداشت مثل روزای کسل کننده ای بود که دوس داشتی همش رو خواب باشی ولی بیرون بودیم خوش نگذشت و الکی گفتم عزیزم خیلی خوش گذشت معمولا این دروغام واسه اینه که بعدا که من گلایه کردم اونم گلایه نکنه بگه توقدرمو نمیدونی
ساراجانم - تاریخ: 1401/4/9 ساعت: 13:13
دلم تنگ شدهبرای توساراجانمباتوخداحافظی کرده بودمامانمیدانستمروحم را نیز گم خواهم کردمیشود دوباره برگردی به تن و جانم؟؟؟؟؟ازوقتی که رهایت کردم خوشحال بودن را فراموش کرده امآن سرپر شروشور را ندارمآن دل نازک راندارمچشمهایم را بگو اشکی ندارندساراجانمدخترک مهربان آرام ظریف و بااحساسمزخم خوردیمن هم تورا ر...
مامان امروز روز تولدم ..... - تاریخ: 1400/6/5 ساعت: 23:49
سلااااآام وبلاگ نازنینم بسی خرسند شدم ازاینکه هنوز هستی و چقدر لذت بردم نوشته هامو خوندمحالا من یه مادرم
کرونا - تاریخ: 1399/1/15 ساعت: 10:21
کمتر میترسم کمتر دچار استرس میشم نمیدونم دقیقا چرا ..شاید چون ارتباطم رو با دنیای بیرون قطع کردم ولی هنوز اخبار رومیخونم پس شاید خودمو به خدا سپردم....من همیشه به همه اتفاقای بد فکر کردم ولی هیچوقت یک
زمستون حلالم کن - تاریخ: 1399/1/15 ساعت: 10:21
من مدام میگفتم اه کی این زمستون تموم میشهاه بدم میاد از سرمااه زمستون لعنتیاه منو خونه نشین کرده این سردی هوا و تند تند دلم میخاس بیرون برم و بگردماما نمیتونستم دخترکمو توی این هوا بیرون ببرمو کلی به زمستون غر زدم باید ازش حلالیت بطلبم...حس میکنم ناراحته از من
اسفند دوست نداشتنی - تاریخ: 1399/1/15 ساعت: 10:21
من اسفندو هیچوقت دوس نداشتمولی عاشق بوی عیدم شور و حالش روز تحویل سالهوای دلچسبش طبیعتش دورهمیموناسفندو دوس نداشتم چون همیشه تند وتند باید خونه تکونی نصفه ونیمه ای میکردم اما الان پشیمونم که لذت نبردممن کلا آدم غرغرویی هستمخیلی از روزای قشنگو با غر غرهام خراب کردم
خدایا - تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 13:46
  خدایا   یه خواسته بزرگ دارم ازت...خدایا توهیچوقت بی جوابم نزاشتی...ستارالعیوبم همیشه آبرومو حفظ کردی....خداجونم کنارم باش و کمکم کن مثله همیشه که حضورتو کنارم حس کردم
پری مُرد - تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 13:46
پری   مُرد   .دخترعموی من بود یه دختر سفید و خوشگل .دختراشم مثه خودش خوشگله خوشگل.حتما الان دخترای کوچولوش صحنه افتادن مادرشون توی خیابون جلوی چشمشون میاد و اشکشونو درمیاره.چقد سخته مامان مهربونت جلوی چشمت بمیره.خیلی دلم گرفته .از زندگی میترسم ازاینکه بمیرم .ازاین که به خیالم تا ۵۰ سال دیگه زنده م و...
یادم اومد - تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 13:46
چرا تا به بن بست میخورم حسرتم   یادم   میاد ....داغ دلم تازه میشه
زن بودن سخته - تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 13:46
برای اولین بار بعد ۹ ماه زندگی متاهلی دلم خاست در هال رو که باز میکنم دختر خونه مامانم باشم، برم توخونه ناراحتیمو غممو ببرم تو بغل مامانم خالی کنم دلم دختر   بودن   رو خواست که هرشب قبل خوابم رویا ببافم از مردی که عاشقم باشه لبخندم آرزوش باشه مردی که دلش نیاد غم توی دلم بشینه.......دلم همه روزایی رو...
نی نی - تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 13:46
نی نی مهربونم مامانیو سفت بچسب کاش کتابات اینجا بود برات شعر میخوندم علاقه من به تو با ترس از دست دادنت شروع شد یه تخم کوچولویی که میخای سبز بشی رشد کنی بزرگ بشی من تورو سپردم به خالقت میدونم قوی هست
خدایا شکرت - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 16:19
چرا فقط وقتایی که حالم بده میام اینجاااا ... امشب حالم خییییلی خوبه چون خدای مهربون خییییلی دوسم داره .خونمون اوکی شده ده میلیون کم داشتیم که اونم یکی از همکارای همسرم لطف کرده و برای یکماه قرض میده بعدش باکادوهای عروسیمون قرضو پس میدیم .امروز وقتی همسرم گفت پول جور شد ازخوشحالی گریم گرفت خیلی خوشحا...
پروردگار مهربونم دوست دارم - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 16:19
هی دلم میخاد بیام بنویسم و بگم خدایاشکرت هزار بار و هزاران بار .خداجونم خودت میدونی که چقدرررر دوست داررررررم.قربونت برم ستارالعیوبم که باهزاران بدیم هیچوقت بی جوابم نمیزاری.پروردگارم توروشکر میکنم صدهابار هزاران بار+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:21 توسط نورا |
دلتنگم - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 16:36
همسرم دلتنگت شدم باز...دورم ازت دیگه دوریت داره برام سخت میشه....دلم تنگ شده برای بودنت برای دیدنت برای لمس کردت برای آغوشت برای بوسه هات ....مهربونترینم منتظرتم .میبوسمت عزیزترینم+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم دی ۱۳۹۵ساعت 2:19 توسط نورا |
حسرت دلم - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 16:36
حسرت زندگیم یادم اومد .ساعتها اشک ریختم تا بلاخره یادم اومد.هرجا که غمگینم اونم پیداش میشه غصه دارم قددنیا ولی روم نمیشه به خدا چیزی بگم امروز زندگیم خواست وآزوی خودم بوده چه حس بدیه مردی که فکرمیکنی دلش نمیاد آب تو دلت تکون بخوره تورو آزاردهنده بدونه نمیدونم دلم میخاد به گذشتم برگردم یانه دقیقا نمی...
قلبم - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 16:36
یه توهم دارم ...اونم این که قلبم مشکل داره...اگرواقعا درست باشه دلیلش همه استرس ها و نگرانیهایی هست که تواین دوسه سال داشتم+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۵ساعت 3:12 توسط نورا |
زخم کهنه - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 16:36
مگه ممکنه فراموش بشه؟نه فکرنمیکنم این مثله یه زخم میمونه که گاهس شایدسرباز کنه.... باهراندوه کوچیکی اون زخم کهنه بازمیشه و حسرتی که موند به دلم تازه میشه.... + نوشته شده در شنبه نهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 1:36 توسط نورا |
میترسم از مردن - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 16:36
خدایا میترسم ازمرگ،میترسم از لحضه روبرو شدن باتو ازشرم و خجالت.من شرمسارم خدای مهربانم تو هرلحضه به من فرصت زندگی بخشیدی اما من چه کردم ، آنقدرکه بنده شیطان بودم بندگی تورو نکردم .خدای مهربانم تک تک گناهانم رو به یاد آوردم امروز شاید هم بسیاری ازگناهانم رو بخاطر نیاورده باشم .مهربانم ببخش و بیامرزم
عشق - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 16:36
جای خالی عشق تو زندگیه من زیادی داره حس میشه....